تبليغاتX
چیزی شبیه زندگی - :|
حالا نردبان از کجا بیاورم بیندازم لای این حرفها که بالا بروی و سقفش را بزنی!


فاصله ی بین بخارهای چای را غمگینم...فاصله ی بین دو پک سیگار...فاصله ی بین دو هماغوشی...فاصله ی بین قدم هایم...فاصله ی بین من و تو که نشسته ایم روبروی هم...فاصله ی بین دو ایستگاه مترو...فاصله ی بین دو بوق ممتد تلفن ...یا فاصله ی بین خط کشی های عابر پیاده را...
...تمام این فاصله ها فرصتیست برای غمگین بودنم...
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 1:43  توسط آلبا