این که یک آدم هایی بیایند و یکهو بی آن که بفهمی بشوند جزئی از خانواده ی تو شاید اتفاق عجیبی باشد که هر ۲۷۵ سال یک بار رخ میدهد!!! اما این اتفاق مخصوص برای ما آدم های مخصوص افتاد و یک دوستی مخصوص را بوجود آورد!!!
سایه کشف ش کرد و این اسم را رویش گذاشت...دوستی یه مخصوص....و من گفتم :شک نکن...حتی اگر یک روز از بین برود....
آره...حتی اگر یک روز از بین برود...مثلا در سال های خیلی بعد...چشمم به آن گاو آهنی که بیفتد یا اتفاقی دست نوشته های توتی را لای کتاب هایم ببینم حتما لبخندی میزنم و سرم را آرام تکان میدهم که یعنی: آره . دوستی ما یک دوستی یه مخصوص بود....سال های بعدی که شاید خیلی دور باشیم از هم....بی هیچ دوستی ای...و تنها خاطره ها مانده باشند...تصویر ها...نشانه ها...و تخم مرغ ها وتابه ای که همیشه نشسته باقی میماند!!!!!!
می شود که وقت هايي آدم خودش،خودش را گول بزند....مثل اين است که بايستي روبروي آينه و به خودت چشمک بزني.....يا اين که پول هايت را بگذاري لاي کتابت و بعد يک گوشه اي بنشيني و از يک تا صد بشماري تا يادت برود.....حسابي که يادت رفت کتاب را باز کني و يک عالمه خوشحال شوي.....اصل قضيه را هم به روي خودت نياوري.....اما يک جايي در آخر گندش در مي ايد.....حتي اگر تو هيچ وقت خودت به روي خودت نياوري.....اما بلاخره يک روزي خودت به روي خودت مي آورد که داري خودت را گول ميزني........ !!!!!!