.فریاد عزیز...فیلتر شده ای و نمیتوانم بخوانمت...خواستم بگویم که زنده ام هنوز و چه خوب که به یادم
بودی در این همه شلوغی های این روزها....سپاس دوستم.
تو دیگه خفه شو...صبح ساعت 5 که بیدار شدم دیدم رفته...ولم کن...2 تا چایی لطفن...هلم نده،خودم میرم...اسفناجش زیاد بود این بار ،اه...آقا فندک گاز میکنید؟...مگه نمیگم ولم کن...عقاید نوکانتی...میره سمت میرداماد خانم؟...عشق پانزده سانتی از آن تو...زود برگردیا،تا 3...تو دیگه خفه شو...برای بعضی چیزا دیگه خیلی دیر شده...بقیه که حالشون خوب نباشه منم حالم خوب نیست...میای پیشم؟تنهام...شده نیم متر،بسه؟...توهمه همش...توهم...مخلص آقای امامی هم هستیم...عکساتون 1 ماه دیگه آماده میشه،نیمه ی بهمن...محرم آمد و عیدم...نه...نه...یه کوچه به نامش کردن،اردشیر...دلم نمی خواد این جوری حرف بزنم اما خیلی مبتذل شده...یهو دیدی بابامو دارم ساپورت میکنم...آره،عین بچه دبیرستانیا...هر رج 2 دقیقه و 45 ثانیه...هر وقتی که تو بخوای میرم...اون حسن فری رو از تو جیب کاپشنم در بیار...6 روز 350 تومن...تعارف میکنی؟!...تو دیگه خفه شو................................به همین قاطی پاتی ای میگذریم در روزهایمان این روزها...![]()